لبخندی از خدا

* هر آدمی لبخندی از خداست *

 

تاحالا به این فکر کردی که چه رنگی هستی؟

تو چه رنگی هستی؟

من چه رنگی ام؟

دلت چه رنگیه؟ عقلت چه رنگیه؟

آبی؟ زرد؟ قرمز؟ سفید یا خاکستری؟

من چه رنگی ام؟

   + هاجر ; ۸:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥
comment نظرات ()

 

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم

بهتر است که آن را خرج یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم.

                                                                            «ویلیام شکسپیر»

   + هاجر ; ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٥
comment نظرات ()

 

فقط به خاطر تو ...

مزاحم شما شدم

می دانم

تنها چراغ را روشن می کنم

گل ها را در گلدان می گذارم

پنجره را باز می کنم

و بعد می روم ...

«آنتوان دوسنت اگزوپری»

   + هاجر ; ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٥
comment نظرات ()

 

نامه يا کمتر بگويم های من به ...

با این همه ستاره و تیرگی پیشانی،

حق داری در شب های بارانی،

به دیوار ابر تکیه کنی

و من هم چتر نمیدانم چه بگویم را

بالای سر خورشید بگیرم.

... طعم اولین حرف های اوقات ازل؛

همین روزها آسمان پایین می آید

و دست خاک می رسد به ماه.

« ایرج زبردست »

   + هاجر ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸٥
comment نظرات ()