لبخندی از خدا

* هر آدمی لبخندی از خداست *

زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت:

سرها در گریبان است.

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید؛ نتواند

که ره تاریک و لغزان است.

وگر دست محبت سوی کس یازی؛

به اکراه آورد دست از بغل بیرون؛

که سرما سخت سوزان است.

نه از رومم؛ نه از زنگم؛ همان بیرنگ بیرنگم.

بیا بگشای در؛ بگشای؛ دلتنگم.

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

تگرگی نیست؛ مرگی نیست.

صدایی گر شنیدی؛ صحبت سرما و دندان است.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت:

هوا دلگیر؛ درها بسته؛ سرها در گریبان؛ دست ها پنهان؛

نفس ها ابر؛ دل ها خسته و غمگین؛

درختان اسکلتهای بلورآجین.

زمین دلمرده؛ سقف آسمان کوتاه؛

غبارآلوده مهر و ماه؛

زمستان است.

مهدی اخوان ثالث؛ دیماه ۱۳۳۴

   + هاجر ; ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٥
comment نظرات ()