لبخندی از خدا

* هر آدمی لبخندی از خداست *

 

باید امشب بروم ...

باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم.

خدایا! با من قهر کردی...؟

***

وقتی كه بامدادان
 مهر سپهر جلوه گری را
 آغاز می كند
 وقتی كه مهر پلك گرانبار خواب را
 با ناز و كرشمه ز هم باز می كند
 آنگه ستاره سحری
 در سپیده دم خاموش می شود
 آری
من آن ستاره ام كه فراموش گشته ام
 و بی طلوع گرم تو در زندگانیم
 خاموش گشته ام

   + هاجر ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()