لبخندی از خدا

* هر آدمی لبخندی از خداست *

 

باز من مانده ام و تنهایی،

دست بر زانوی غم، سر به دو دست،

سردی قطره لرزانی بر گوشه چشم

و نگاهم حیران

خیره در پرده ی جادویی.

   + هاجر ; ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٦
comment نظرات ()